
از مسکنهای مقطعی تا گلستانِ پایدار: نگاهی راهبردی به نقش مدیریت
✍️#نویسنده علی لطفی کارشناس اجتماعی وخبرنگارومدیررستانیوز:
امروزه جوامع ما در دریایی از مسائل و چالشهای به همتنیده غوطهورند؛ از معضلات ترافیک و مسکن تا نابرابریهای اجتماعی و بحرانهای زیستمحیطی. در مواجهه با این امواج خروشان، وسوسهٔ انجام «کارهای مقطعی» و تجویز «مسکن» برای آرام کردن فوری جامعه، بسیار قدرتمند است. افتتاح پروژههای نمایشی، راهحلهای سریع ولی سطحی، و اقداماتی که تنها علائم مشکلات را میپوشانند، ممکن است برای لحظهای آسایش به ارمغان آورند، اما همچون مسکنی هستند که بیماریِ ریشهای را درمان نکرده و تنها درد را برای مدتی کوتاه مخفی میکند.
اما مدیریتِ تراز اول، حکمتِ: «چشمانداز بلندمدت» را میفهمد. مدیرانِ سازنده، بهجای جنگیدن با Symptomها (علائم)، به ریشهیابی Pathologyها (بیماریها) میپردازند. آنها درک میکنند که توسعهٔ حقیقی، یک ماراتن است، نه دو سرعت.
اگر مدیران، چشماندازی بلندمدت را سرلوحهٔ اقدامات خود قرار دهند، چه میشود؟
سرمایهگذاری بر «سرمایهٔ اجتماعی»: به جای صرف بودجههای کلان برای پروژههای کوتاهمدت، در اعتمادسازی، مشارکت مردمی و توانمندسازی جامعه سرمایهگذاری میشود. وقتی مردم خود را صاحب شهر بدانند، از آن حفاظت میکنند. این سرمایه، پایدارترین و ارزشمندترین دارایی یک شهر و کشور است.
پایداری به جای نمایش: یک پارک محلی که با مشارکت ساکنان طراحی و نگهداری میشود، بسیار ارزشمندتر از یک مجتمع تجاری عظیم است که ترافیک و حاشیهنشینی به همراه میآورد. پروژههای بلندمدت، بر مبانی «پایداری زیست محیطی»، «اقتصادی» و «اجتماعی» استوارند و نیاز نسلهای آینده را نیز در نظر میگیرند.
ایجاد «تابآوری» در برابر بحرانها: جامعهای که بر اساس زیرساختهای قوی، آموزش همگانی، عدالت توزیعی و سلامت روانی بنا شده باشد، در برابر شوکهای اقتصادی، اجتماعی و طبیعی، همچون درختی تنومند خم میشود اما نمیشکند. کار مقطعی، جامعه را شکننده میکند، اما چشمانداز بلندمدت، آن را تابآور میسازد.
هویتسازی و غرور مدنی: وقتی توسعه بر اساس یک نقشهٔ راه روشن و آیندهنگر پیش میرود، شهر نهتنها کالبدی زیبا، که روحیهای والا پیدا میکند. مردمانش به «شهروند» تبدیل میشوند و برای پیشرفت آن احساس مسئولیت میکنند.
نتیجهای که میگیریم، شعاری نیست، یک اصل اثباتشدهٔ اجتماعی است:
«مدیران اگر در انجام پروژهها چشمانداز بلندمدت داشته باشند و از کارهای مقطعی و مسکن دوری کنند، در هر شهر و کشوری باشند، آن شهر گلستان میشود.»
گلستان شدن، تنها به معنای سرسبزی و زیبایی بصری نیست. گلستان، استعارهای است از جامعهای که در آن:
امنیت، ریشه در عدالت دارد.
آسایش، حاصل برنامهریزی هوشمندانه است.
شکوفایی، محصول سرمایهگذاری بر استعدادهای انسانی است.
و آرامش، نتیجهٔ احترام به حقوق همهٔ شهروندان است.
این گلستان، یک شبه و با قیچی و رنگآمیزی به وجود نمیآید. این گلستان، حاصل بذرافشانیهای صبورانه، آبیاری مستمر و نگاهداشتنِ همیشگیِ «تصویر آن درخت تنومند در آینده» در برابر چشمان مدیران است.
پس بیایید به جای چیدن گلهای مصنوعی برای لحظهای خوشایند، باغبانی را بیاموزیم که برای به ثمر نشاندن یک باغ سرسبز، برنامه دارد. آینده، از آنِ مدیران باغبان است، نه مدیران مسکنفروش.
✍️با احترام، علی لطفی کارشناس مددکار اجتماعی، خبرنگار ومدیر رسانه خبری رستانیوز